السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
43
سيره معصومان ( فارسي )
هر يك پاسخى دادند و خود فرمود : مروت آن است كه طمع نورزى تا خوار شوى ، و گدايى نكنى تا تهيدست گردى ، و بخل نورزى تا دشنام شنوى ، و نادانى نكنى تا مورد خصومت واقع شوى . پرسش شد : چه كسى بر اين همه قادر است ؟ فرمود : آن كس كه دوست دارد مانند مردمك چشم و به خوبى مشك در عطرها و به مقام خليفه در اين روزتان باشد . روزى مردى در نزد آن حضرت گفت : خدايا ما را از تمام مردم بىنياز كن . امام باقر ( ع ) فرمود : چنين مگو ، بلكه بگو خداوندا ما را از بديهاى مردم بىنياز كن . زيرا مؤمن از برادر خود بىنياز نتواند بود . آن حضرت فرمود : هر كس خدا را معصيت كند او را نشناخته است و سپس اين دو بيت را خواند : تعصى الاله و انت تظهر حبه * هذا لعمرك فى الفعال بديع لو كان حبك صادقا لأطعته * ان المحب لمن احب مطيع « 14 » پايان نقل كلمات قصار امام باقر ( ع ) از كتاب تحف العقول . كلمات قصار امام باقر ( ع ) منقول از كتاب نثر الدرر امام محمد بن على ( ع ) به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) فرمود : همانا خداوند سه چيز را در سه چيز پنهان داشته است : خشنوديش را در اطاعت از خود ، پس سعى كن طاعت خدا را كوچك نشمارى كه شايد خشنودى خداوند در آن باشد . و خشمش را در معصيتش نهان داشته پس معصيت خدا را حقير مدان كه شايد غضب او در همان باشد . و اولياى خويش را در ميان خلق خود مخفى داشته پس بكوش كه با چشم حقارت به كسى ننگرى شايد كه او خود از اولياى خداوند باشد . از آن حضرت سؤال شد : چرا خداوند روزه را بر بندگان خدا واجب فرمود ؟ پاسخ داد : تا توانگر طعم گرسنگى را بچشد و بر فقير مهربانى كند ! همچنين فرمود : دستهاى از مردم از روى ميل به سود ، خداى را مىپرستند كه اين عبادت سوداگران است و دستهاى ديگر خدا را از روى ترس و بيم مىپرستند كه اين عبادت غلامان و بردگان است و دستهاى براى سپاس از خداوند او را مىپرستند كه اين عبادت آزادگان است . « 15 » ابو عثمان جاحظ در كتاب البيان و التبيين مىنويسد : محمد بن على ، باقر ( ع ) ، صلاح
--> ( 14 ) خدا را نافرمانى مىكنى در حالى كه محبت او را اظهار مىدارى و اين به جان خودت سوگند در كارها ، امرى بديع و شگفتآور است . اگر به راستى محبت تو به خداوند صادقانه بود او را فرمان مىبردى زيرا عاشق مطيع و فرمانبر معشوق است . ( 15 ) در مجلدات پيشين ، مانند چنين روايتى از امام چهارم نيز نقل گرديد . ( مؤلف ) .